دانلود آهنگ که نگاه من ، در نی نی چشمان تو خود را ویران میسازد خسرو شکیبایی

دانلود آهنگ که نگاه من ، در نی نی چشمان تو خود را ویران میسازد خسرو شکیبایی

با ما باشید با ღ دانلود اهنگ با که نگاه من ، در نی نی چشمان تو خود را ویران میسازد راز عاشقانه ای دارم با صدای خسرو شکیبایی به همراه تکست و بهترین کیفیت ♪

Download Old Music BY : KHSRV SHKYBAYY | KH NGAH MN ، DR NY NY CHSHMAN TV KHVD RA VYRAN MYSAZD With Text And 2 Quality 320 And 128 On music-archivee.ir

زندگی شاید 🎜ღ

یک خیابان درازست که هر روز زنی با زنبیلی از آن میگذرد

زندگی شاید 🎜ღ

ریسمانیست که مردی با آن خود را از شاخه میاویزد

زندگی شاید طفلیست که از مدرسه بر میگردد 🎜ღ

زندگی شاید افروختن سیگاری باشد ، در فاصلهء رخوتناک دو همآغوشی

یا عبور گیج رهگذری باشد 🎜ღ

که کلاه از سر بر میدارد

و به یک رهگذر دیگر با لبخندی بی معنی میگوید ” صبح بخیر ” 🎜ღ

زندگی شاید آن لحظه مسدودیست

که نگاه من ، در نی نی چشمان تو خود را ویران میسازد 🎜ღ

ودر این حسی است

که من آن را با ادراک ماه و با دریافت ظلمت خواهم آمیخت 🎜ღ

در اتاقی که به اندازهء یک تنهاییست

دل من 🎜ღ

که به اندازهء یک عشقست

به بهانه های سادهء خوشبختی خود مینگرد 🎜ღ

به زوال زیبای گل ها در گلدان

به نهالی که تو در باغچهء خانه مان کاشته ای 🎜ღ

و به آواز قناری ها

که به اندازهء یک پنجره میخوانند 🎜ღ

آه…

سهم من اینست 🎜ღ

سهم من اینست

سهم من ، 🎜ღ

آسمانیست که آویختن پرده ای آنرا از من میگیرد

سهم من پایین رفتن از یک پله مترو کست 🎜ღ

و به چیزی در پوسیدگی و غربت و اصل گشتن

سهم من گردش حزن آلودی در باغ خاطره هاست 🎜ღ

و در اندوه صدایی جان دادن که به من بگوید :

” دستهایت را 🎜ღ

دوست میدارم “

دستهایم را در باغچه میکارم 🎜ღ

سبز خواهم شد ، میدانم ، میدانم ، میدانم

و پرستوها در گودی انگشتان جوهریم 🎜ღ

تخم خواهند گذاشت

گوشواری به دو گوشم میآویزم 🎜ღ

از دو گیلاس سرخ همزاد

و به ناخن هایم برگ گل کوکب میچسبانم 🎜ღ

کوچه ای هست که در آنجا

پسرانی که به من عاشق بودند ، هنوز 🎜ღ

با همان موهای درهم و گردن های باریک و پاهای لاغر

به تبسم های معصوم دخترکی میاندیشند که یک شب او را باد با خود برد 🎜ღ

کوچه ای هست که قلب من آن را

از محل کودکیم دزدیده ست 🎜ღ

سفر حجمی در خط زمان

و به حجمی خط خشک زمان را آبستن کردن 🎜ღ

حجمی از تصویری آگاه

که ز مهمانی یک آینه بر میگردد 🎜ღ

و بدینسانست

که کسی میمیرد 🎜ღ

و کسی میماند

هیچ صیادی در جوی حقیری که به گودالی میریزد ، مرواریدی 🎜ღ

صید نخواهد کرد .

من 🎜ღ

پری کوچک غمگینی را

میشناسم که در اقیانوسی مسکن دارد 🎜ღ

و دلش را در یک نی لبک چوبین

مینوازد آرام ، آرام 🎜ღ

پری کوچک غمگینی

که شب از یک بوسه میمیرد 🎜ღ

و سحرگاه از یک بوسه به دنیا خواهد آمد

🎜ღ

🎜ღ

نظرات

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.